انجمن علمی زیست شناسی دانشگاه گیلان
 
 
 

از زبان لئونارد زون رئیس انیستیتو زون:

كارماروي  ZebraFish  ( گورخرماهی ) به عنوان مدلي براي بيماري هاي انساني و همينطور مدلي براي فهم عميق تر زيست شناسي پايه است بنابراين به طور كلي من يك انكولوژيست انساني هستم و علاقه مندم بدانم چگونه سلول هاي بنيادي خوني در طول نمو چنين شكل مي گيرند.

و همينطور چه طور آنها در بالغين دستكاري (manipulated) مي شوند زيرا من مي خواهم از سلول هاي بنيادي خوني استفاده كنم تا بيماران را در Naro transplants و يا در ترانس پلنت كردن ساير سلول هاي بنيادي خوني به عنوان مثال سلول هاي بنيادي خوني Carol .

بنابراين ZebraFish يك سيستم بنابراين ZebraFish يك سيستم فوق العاده است. جنين ها كاملاً شفاف هستند شما مي توانيد از درون بدن ماهي نگاهي كنيد، شما مي توانيد. اندام ها را درست در هنگام تكوين، زير ميكروسكوپ نوري مشاهده كنيد.

به علاوه ZebraFish يك مدل ژنتيكي عالي است. هر مادر، در هر هفته 300 بچه به دنيا مي آورد. و چون ژنتيك عبارت است از اينكه چگونه خواهر ها و برادرها با يكديگر رابطه(Relate) دارند. قابليت داشتن تعداد زيادي خواهر و برادر موضوع عادي براي مطالعه است.

يكي از مشكلات كار با لوله هاي بنيادي اين است كه بافت ها چگونه شكل مي گيرندو با چه مكانيسمي يك اندام واقعاً تكوين مي يابد.

ما اميدواريم تا آن ژنهايي كه در ساختن يك اندام نقش دارند را بشناسيم، ولي ما واقعاً نمي دانيم اين ژنها كدام هستند.

بنابراين ZebraFish يك سيستم بسيار جذاب است زيرا شما مي توانيد، تكوين اندام ها درست در هنگام تشكيل در زير ميكروسكوپ نوري ببينيد.

  و وقتي شما آنرا مي بينيد مي توانيد زير جمعيت هاي سلولي(sub population cells) را ببينيد كه در اين اندام ها وجود دارند و اينها همان سلول هاي بنيادي هستند. بنابراين شما در واقع مي توانيد به طور مستقيم آن سلول هاي بنيادي را ببينيد و ببينيد كه آنها چگونه نمو مي يابند و اين در مورد هيچ مهره دار ديگري صادق نيست كه با جزئيات بسيار ريز ببينيد كه چه اتفاقي روي مي دهد. سپس علامتگذاري اين سلول هاي بنيادي را با پروتئن هاي فلورسنت، آنتي بادي ها و ساير معرف ها (reagent)كه اين جمعيت هاي سلولي را علامتگذاري مي كنند. اهميت پيدا مي كند. اما مهم تر از اینکه نه تنها مي توانيم چگونگي رفتار سلول هاي بنيادي در جانور واضحي بفهميم. بلكه ما در واقع مي توانيم نگاه كنيم و سعي كنيم مسيرهايي كه سلول هاي بنيادي را تحت تأثير قرار مي دهند را هم پيدا كنيم.


Leonard Zon


ادامه مطلب
 |+| نوشته شده در  چهارشنبه سی و یکم تیر 1388ساعت 11:54  توسط حمیدرضا انصاری  | 

 

Citric acid : acetyle-CoA —> 2CO2

Oxidative phosphorylation : ATP synthesis

Carbohydrate catabolism

Glycogenolysis:glycogen —>glucose 1-phosphate —> blood glucose

Hexose entry into glycolysis: fructose, mannose , galactose —> glucose 6-phosphate

Glycolysis : glucose —> pyruvate

Pyruvate dehydrogenase reaction: pyruvate—>  acetyl-CoA

Lactic acid fermentation: glucose —> lactate +2ATP

Pentose phisphate phathway : glucose 6-phisphate —>  pentose phosphates +NADPH

Carbohydrate anabolism

Gluconeogenesis: citric acid cycle intermediates —> glucose

Glucose-alanine cycle :glucose  —> pyruvate —> alanine —> glucose

Glycogen synthesis: glucose 6-phosphate —> glucose 1-phosphate —> glycogen

Amino acid and nucleotide metabolism

Amino acid degradation:amino acid—> acetyl-CoA,citric acid cycle intermadiates

Urea cycle:NH3 —> urea

Glucose-alanine cycle:alanine —> glucose

Nucleotide synthesis:amino acids —> purines,prymidines

Fat catabolism

β Oxidation of fatty acids:fatty acid —> acetyl-CoA

Oxidation of ketone bodies:β –hydroxybutyrate —> acetyl-CoA —> CO2 citric acid cycle

Fat anabolism

Fatty acid synthesis: acetyl-CoA —> fatty acids

Triacylglycerol synthesis:  acety-CoA —> fatty acids —> triacylglycerol

Ketone body formation: acetyl-CoA —> acetocetate,β –hydroxybutyrate

Cholesterol and chelosteryl ester synthesis: acetyl-CoA cholesterol —>  clolesteryl esters

Phospholipid synthesis: fatty acids —> phispholipid

 

Refrences:

Berg  Biochemistry - Jeremy M.Berg &  John L.Thmoczko

 Lehninger biochemistery –David L.Nelson & Michael M.Cox

 

 

 

 |+| نوشته شده در  سه شنبه بیست و سوم تیر 1388ساعت 11:22  توسط مطهره زمین پیما  | 

دانشمندان دانشگاه بريتيش كلمبياي كانادا و مركز حفظ انواع حيوانات در يك سفر علمي در ماه ژوئيه و اوت در مناطق جنگلي و كوهستاني پاپوا گينه نو موفق به كشف بيش از ۶۰۰ نوع حيوان و گياه جديد شده بودند كه از ميان آنها مي‌توان به ۵۰ نوع عنكبوت، دو نوع گياه، سه نوع قورباغه، و يك مارمولك مناطق گرم اشاره كرد كه تاكنون هرگز كشف نشده بودند.

یکی از جنس های کشف شده در این سفر عنكبوت های جهنده Habronattus است که دارای شیوه رفتار بسیار جالبی بود. یکی از این رفتارهای جالب که این جنس از خود بروز می کند معاشقه است. معاشقه به الگوهای رفتاری خاصی گفته می شود كه مقدمات عادی جفت گیری را فراهم می آورند. این رفتارها را به طور پراكنده در سراسر سلسله جانوران می توان یافت اما در میان بندپایان و مهره داران از همه متداول ترند.

شیوه رفتار معاشقه در عنكبوت های جهنده از طرفی بسیار جالب توجه بوده و از طرفی نیز نشان می دهد برخلاف آنچه كه در گذشته تصور می شد عنكبوت ها دارای رفتار و روابط بسیار پیشرفته ای هستند.( معاشقه به الگوهای رفتاری خاصی گفته می شود كه مقدمات عادی جفت گیری را فراهم می آورند. این رفتارها را به طور پراكنده در سراسر سلسله جانوران می توان یافت اما در میان بندپایان و مهره داران از همه متداول ترند).

«دامین الیاس» دانشجوی دوره كارشناسی ارشد گروه زیست عصب شناسی و رفتارشناسی دانشگاه كرنل طی بررسی های خود متوجه شد عنكبوت جهنده نر Habronattus dossenus علاوه بر رفتار معاشقه رقص پا اقدام به آوازخوانی نیز می كند و به این ترتیب در جذب ماده ها موفق تر عمل می كند.
عنكبوت نر با ایجاد الگوهای مختلفی از ارتعاشات لرزه ای در ناحیه شكم خود اقدام به آوازخوانی برای ماده ها می كند. «الیاس» در ادامه سعی كرد با چسباندن شكم نرها به سرهایشان به كمك لایه نازكی موم غلیظ و چسبناك از آواز خواندن تعدادی از عنكبوت های نر جلوگیری كند.او متوجه شد عنكبوت های نری كه هم آواز می خواندند و هم می رقصیدند در جذب جفت نسبت به نرهای دیگر موفق تر عمل می كردند. نرهایی كه تنها می توانستند برقصند رفتار معاشقه ناموفق تری داشتند كه خود این نیز دلالت بر این مسئله دارد كه دریافت حسی عنكبوت های ماده از آواز خواندن همراه با مشاهده رقص نرها هر دو در مراسم جفت گیری عنكبوت جهنده بسیار مهم هستند.الیاس شرح می دهد درست است كه عنكبوت ها گوش ندارند اما در مقابل دارای اندام های ظریفی بر روی پاهای خود هستند كه می تواند ارتعاشات را دریافت كند.
الیاس می گوید: «آنچه را كه عنكبوت ها انجام می دهند ما نیز تجربه می كنیم اما به شكلی دیگر. هنگامی كه ما به موسیقی های بلند آن هم با صدای باس گوش می دهیم به جای آنكه این موسیقی را با گوش خود بشنویم با تمام بدنمان حس می كنیم.»
به اعتقاد الیاس برای انسان حتی این امكان وجود دارد كه بتواند آواز عنكبوت ها را تحت شرایط ویژه بشنود، مثلاً هنگامی كه یك عنكبوت روی یك برگ آواز می خواند و ارتعاشات تولید شده توسط بدن آن یك صدای زیر و بم را تولید كند.به اعتقاد «الیاس»، آواز عنكبوت نر و تعداد دفعاتی كه عنكبوت اقدام به رقصیدن می كند، متفاوت است اما در كل شامل سه مرحله است-خرت خرت (scrapes) صدا، ضربه زدن (thumps) و وزوز (buzzes) كردن. خرت خرت صدا سیگنال لرزه ای كوتاهی است كه با حركات آهسته پاهای جلویی عنكبوت نر تولید می شود.ضربه زدن معمولاً دراماتیك تر است.
برای این مرحله، عنكبوت نر یك صدای «پاپ» از خود خارج ساخته و در ادامه پاهایش را با سرعت و همانند جارو به سمت بالا حركت می دهد. عنكبوت در مرحله سوم یا وزوز كردن، صدایی شبیه صدای صوت كشتی از خود درآورده و آهسته پاهای جلویش را پائین می آورد.جالب توجه ترین نكته در مورد آواز خواندن عنكبوت ها این است كه این سه مرحله به صورت هماهنگ و بدون كوچكترین اشتباهی پشت سر یكدیگر انجام می شوند؛ آواز با صدای خرت خرت شروع شده و با شروع مرحله ضربه زدن تمام می شود. مرحله ضربه زدن معمولاً با ضربه های ساده شروع شده و به تدریج اوج گرفته و به ضربه های چندگانه و نهایتاً وزوز كردن ختم می شود.

به گفته الیاس: هر آواز كامل معمولاً از یك تا ۲۰ دقیقه طول می كشد. از آنجا كه عنكبوت های جهنده مخفیانه به شكارهای خود نزدیك می شوند و همانند گربه ای كه روی یك موش می پرد، به سرعت روی آن پریده و آن را می قاپند، الیاس معتقد است كه همراه شدن رفتار آوازخوانی عنكبوت جهنده در كنار رقص پا یك راه مطمئن برای عنكبوت های نر برای برقراری ارتباط با ماده هایی است كه شكارچیان موفق و چیره دستی بوده و از نظر بدنی نیز در وضعیت مطلوبی به سر می برند.به اعتقاد الیاس، از نظر ماده ها نرهایی كه تنها اقدام به رقصیدن می كنند سزاوار مرگ بوده و نمی بایست مورد توجه قرار بگیرند.تنوع موجود در سیگنال های لرزه ای تنها منحصر به عنكبوت های جهنده Habronattus است.
گونه ویژه ای كه الیاس مورد بررسی قرار داد حتی بااستعداد و خوش منظر نیز نبود. به عنوان مثال گفته می شود نرهای Habronattus coecatus صاحب ۱۰ آواز و مراحل رقص مختلف هستند كه حداقل حدود ۴۵ دقیقه نیز طول می كشد.«استیون هیدون» دانشمند و مسئول بخش نمونه های جمع آوری شده موزه حشره شناسی بوهارت واقع در دانشگاه كالیفرنیا در دیویس از یافته های «الیاس» چندان هم شگفت زده نشده و معتقد است كه یافته های «الیاس» چیز خارق العاده ای نیست.
به گفته «هیدون» «برای آنكه موضوع را بهتر درك كنید، تصور كنید كه شما همانند یك عنكبوت دارای یك زندگی سه بعدی هستید. عنكبوت ماده ای كه در زیر یك برگ كمین كرده است نمی تواند عنكبوت نری كه در بالای همان برگ قرار گرفته است را تشخیص دهد. سیگنالی مورد نیاز است كه بتواند با او در سه بعد ارتباط برقرار كند.»
وی در ادامه می افزاید: «بسیاری از حشرات شكارچی دارای مغزهای بزرگی نیستند بنابراین نرها یا ماده های این حشرات می بایست به چیزهایی مجهز شوند تا از توان بالقوه جفت خود برای جلوگیری از خوردن آنها جلوگیری كنند.
تعدادی از عنكبوت ها تحت تاثیر رفتارهای جفت خود قرار نگرفته و اقدام به خوردن آن می كنند، اما در این مورد خاص باید گفت كه همراه شدن رقص با آواز قادر است ماده خوش اشتها را گول زده و مانع از آن شود كه عنكبوت ماده جفتش را بخورد.
به اعتقاد هیدون نرهای این گونه از عنكبوت ها تنها عنكبوت هایی نیستند كه اقدام به رقصیدن می كنند. در میان رتیل ها نیز دیده شده كه رتیل ماده پاهایش را جفتك وار به حركت درمی آورد.

  رونوشت:  patoghu.com

 |+| نوشته شده در  چهارشنبه هفدهم تیر 1388ساعت 13:40  توسط مرتضی رمضانی  | 

 

 

عبارت است از تزریق مستقیم پلازمید( DNA) خاصی که قدرت القاء ژن مورد نظر در داخل سلول های بدن را دارند. بنابراین اساس کار واکسن های ژنی بر فرآیند طبیعی عمل ترجمه ژنها به پروتئین در سلول های بدن انسان و تمام موجودات زنده را دارند و پروتئین نوترکیبی که برای تحریک سیستم ایمنی لازم است , درداخل بدن تولید و مستقیما در اختیار سیستم طبیعی قرار می گیرد.کمیته تخصصی واکسن های سازمان جهانی بهداشت نام Nucleic Acid Vaccines (NAV Vaccines ) را برای آن برگزید.

عوامل اساسی اهمیت واکسن های ژنی:

·         ایمنی زا بودن و حفاظت در مقابل عفونت

·         القاء هر دو سیستم ایمنی خونی و سلولی

 ساختار پلازمید واکسن ژنی :

منشاء پلازمیدهایی که در واکسن های ژنی کاربرد دارند , اغلب از پلازمید های جدا شده از Ecoli است که قادر به القائ ژن در سلول های یوکاریوتی هستند و واجد تمام تمام ساختار های مورد نیاز ترجمه درون سلولی می باشند .

چگونگی عمل واکسن های ژنی

1-      پادتن های خارج سلولی: توسط سلول های خاص ارائه دهنده سیستم ایمنیAntigen Presenting Cells   APC)  ( جمع آوری شده و در داخل سلول توسط آنزیم های پروتئازی به پپتیدهای کوچک شکسته و پس از اتصال با پادتن های سازگاری نسجی(MHC II) به سطح سلول های APC عرضه می شود. این مجموعه توسط سلول های لنفوسیت CD4+  شناسایی می شوند که با ترشح انواع  سایتوکاینها در نهایت سبب تحریک سلول های سیستم ایمنی مانند لنفوسیت B , تحریک سیستم ایمنی خونی و تولید آنتی بادی می شود.

2-   پادتن های داخل سلولی :  پروتئین در داخل سلول توسط سیستم proteasome به قطعات کوچک شکسته می شود و پس از انتقال به شبکه اندوپلاسمی  , این پپتید های کوچک همراه با پادتن های سازگاری نسجی( MHC I ) و پروتئین بتا میکروگلوبین به سطح سلول عرضه می شوندو سلول های لنفوسیت کشنده رده CD8+ را فعال می کنند که سبب تحریک سیستم ایمنی سلولی و مرگ سلول حاوی پادتن می شود.

واکسن های ویروسی ضعیف شده بهترین  مشابه واکسن های ژنی هستند که با ورود به داخل سلول به تولید پروتئین های خود می پردازند و به همین دلیل واکسن های ژنی یکی از بهترین نوع واکسن ها بر علیه عفونت های ویروسی خواهند بود.با ت.جه به تفاوت فرآیندهای ساخت پروتئین در باکتری ها و انگل ها, بررسی واکسن های ژنی ضد عوامل باکتریال و انگلی به طور حیرت انگیزی پاسخ های مناسبی را در تحریک ایمنی در مقابل عفونت ایجاد نموده است.

نحوه تولید واکسن ژنی:

برای تولید واکسن ژنی کافیست حامل ژنتیکی حاوی ژن مورد نظر را به یک سلول میکروبی مانند E.Coli منتقل نموده و باکتری را به مقادیر لازم در محیط کشت تولید نمود, با رشد و تقسیم میکروب ها, حامل ژنتیکی نیز تولید می گردد. پس از تولید کافی , حامل ژنتیکی از سلول ها استخراج شده و تصفیه می گردد؛ که با حذف مواد غیر ضروری و آزمایشات کنترل کیفی , واکسن ژنی آماده استفاده است و نیازی به مراحل دیگر نیست.

روش های مختلف وارد نمودن واکسن ژنی به داخل سلول:

·         Liposome ( که  عوامل غلظت DNA , نسبت لیپید به DNA , زمان transfection  در کاربرد لیپوزوم نقش دارند )

·     تفنگ ژنی(  ذرات واکسن ژنی را با فشار هوای فشرده به زیر پوست منتقل می کند.ارزش این روش در مقدار کم واکسن ژنی مورد نیاز و ورود بیشتر پلازمید , عدم نیاز به مواد افزودنی جهت افزایش تاثیر واکسن است.)

·         Biojector (انتقال بدون سوزن است که پرتاب قطرات کوچک حاوی DNA با فشار CO2 به بافت است.)

·         تجویز دهانی واکسن

مزایای واکسن ژنی:

1- عدم ایجاد عفونت  2- تحریک ایمنی خونی , سلولی و مخاطی  3-توان ایمن سازی بر علیه چند سویه 4-ایمنی پایدار 5- نیاز به مقادیر کمتر واکسن در مقایسه با سایر واکسن ها  6- امکان تولید واکسن های چندگانه 7- پایداری در دماهای مختلف 8-عدم واکنش سیستم ایمنی به وکتور تزریقی  و عدم تولید پادتن بر علیه سلول های گیرنده وکتور.

Refrence: DNA Vaccine (Genetic Immunization)- Ali karami

 

 

 

 |+| نوشته شده در  دوشنبه پانزدهم تیر 1388ساعت 20:14  توسط مطهره زمین پیما  | 

Vitellogenin (VTG or less popularly known as VG) (from latin vitellus = yolk and gener = to produce) is a synonymous term for the gene and the expressed protein. The protein molecule is classified as a glyco-lipo-protein, having properties of a sugar, fat and protein. Vitellogenin is an egg yolk precursor protein expressed in females of fish, amphibians, reptiles (including birds), insects and the platypus. In the presence of estrogenic endocrine disruptive chemicals (EDCs), male fish can express the Vg gene in a dose dependent manner. Vg gene expression in male fish can be used as a molecular marker of exposure to estrogenic EDCs.

ویتلوژن ( VTG  یا با اسم کمتر متداول VG از لاتین vitellus به معنی زرده تخم ) یک اصطلاح متداول برای ژن و بیان پروتئین است. مولکول پروتئین همانند یک گلیکولیپوپروتئین دارای ویژگی هایی از قند، چربی و پروتئین رده بندی شده است.ویتلوژن یک پیش ساز پروتئین زرده تخم در جنس ماده از ماهی، دوزیستان، خزنده ها ( همچنین شامل پرنده ها) حشرات و پلاتی پوس است. در حضور غده درون ریز استروژنی برهم زننده شیمیایی ( EDCs) ماهی نر می تواند ژن Vg را در یک روش غیر مستقل بیان کند. بیان ژن Vg  در ماهی نر  بعنوان یک نشانه مولکولی از ارائه EDCs استروژنی بکار برده می شود.

From wikipedia

ویتلوژن یک دایمر فسفولیپوپروتئینی است که با تحریک توسط غده درون ریز استروژن در سلولهای کبد  ساخته شده، توسط جریان خون به سمت تخم می رود و پس از ورود به داخل آن پیش ساز سنتز سه پروتئین عمده زرده تخم می گردد.

برگرفته از چند مقاله  

 |+| نوشته شده در  یکشنبه چهاردهم تیر 1388ساعت 20:29  توسط فرناز تاج بخش  | 

تب Q ناشي از كوكسيلا بورنتي(C.burnetii) است كه يك باكتري گرم منفي و جزو ريكتزياها مي‌باشد.( ريكتزياها حد واسط بين باكتري و ويروس مي باشند). لغت  Qبه  معني علامت سئوال (question mark) است. اين بيماري در تماس با گاو، گوسفند و بز عارض مي‌شود. دوره نهفتگي آن 4ـ2 هفته است. تظاهرات آن از يك ناخوشي خفيف خودمحدود شونده تا پنوموني وخيم، متفاوت مي‌باشد.

" پنوموني‌ به عفونت پارانشيم ريوي در اثر تهاجم عوامل عفونتزاي مختلفي از قبيل ويروس ها، باكتري ها، مايكوپلاسماها، ريكتزياها، كلاميدياها، قارچ ها و انگل ها می گویند.  لذا پنوموني ها بيماري هاي واحدي نيستند بلكه گروهي از بيماري هاي عفوني ريه با عوامل سببي مختلف و علائم و نشانه ها و تغييرات آزمايشگاهي متفاوتي هستند كه براساس بعضي از ويژگي هاي مشترك، در سندروم هاي جداگانه‌اي طبقه بندي شده و يكي از اين سندروم ها را سندروم پنوموني آتيپيك، تشكيل مي‌دهد.

پنوموني آتيپيك(Atipical pneumonia)، سندرومي است كه با بعضي از ويژگي هاي پنوموني هاي ويروسي و باكتريال، تظاهر مي‌نمايند وبه اين دليل آتيپيك ناميده مي شود كه در ابتدا به علائم عمومي و غير اختصاصي خارج ريوي آغاز شده و اين بافته ها علائم ريوي را تحت الشعاع قرار مي دهند و از اين گذشته، تطابقي بين شدت علائم باليني و تغييرات حاصله در كليشه راديوگرافي ريه، وجود ندارد. ضمنا در اين بيماران سرفه خشك ، سردرد و درد عضلاني جلب توجه مي‌‌كند و به تجويز بتالاكتام ها پاسخي نمي‌دهند و در مجموع از طريق علائم و نشانه هاي باليني نمي‌توان عامل اتيولوژيك اينگونه پنوموني ها را تشخيص داد."

 در اين بيماري، علائمي نظير سردرد، درد عضلاني، لرز، تب و تعريق از شيوع زيادي برخوردار است ولي سرفه، چندان شايع نيست. معاينات فيزيكي ممكن است نظير ساير پنوموني هاي آتيپيك، طبيعي باشد. ضمنا افزايش مختصر تعداد گلبول هاي سفيد و افزايش 3ـ2 برابر طبيعي ترانس‌آمينازهاي كبدي، جلب توجه مي‌كند. تشخيص بيماري براساس سابقه تماس و افزايش چهار برابر عيار آنتي بادي در سرم دوره نقاهت، نسبت به سرم مرحله حاد، استوار مي‌باشد. تست فيكساسيون كمپلمان به عنوان مناسبترين آزمون تشخيصي، شناخته شده است. درمان بيماري شامل تجويز تتراسايكلين يا اريترومايسين است. هرچند اريترومايسين به عنوان داروي انتخابي در درمان تجربي بسياري از پنوموني هاي آتيپيك، تجويز مي‌شود ولي شكست درماني با اين دارو در موارد شديد تب Q گزارش گرديده است و لذا افزودن ريفامپين به اريترومايسن يا تجويز سيپروفلوكساسين به تنهائي، مفيد خواهد بود.

 يك واكسن براي تب كيو توليد شده و به طور موفقيت آميزي انسانها را در استراليا مورد حفاظت قرار داده است. افرادي كه مايلند واكسينه شوند بايد اول يك تست پوستي براي تشخيص تماس هاي قبلي انجام دهند. افرادي كه در گذشته با كوكسيلا يورنتي تماس داشته اند نبايد واكسن در يافت نمايند . چون ممكن است به واكنش هاي شديدي دچار شود اين واكنش ها در محل تزريق ايجاد مي شوند. كوكسيلا يورنتي يك ارگانيسم به شدت عفوني است و نسبت به خشك كردن و گرما مقاومند . حتي يك ارگانيسم ك . برونتي مي تواند در افراد مستعد ايجاد بيماري كند.

امروزه نگراني زيادي در استفاده از آلودگي تب كيو براي تهديدات نظامي و بيو تروريسم (كشتار با سلاحهاي بيولوژيكي ) مشاهده شده است.

:References

www.elib.hbi.ir/persian

   www.irvet.com 

 en.wikipedia.org

 |+| نوشته شده در  یکشنبه چهاردهم تیر 1388ساعت 15:2  توسط مرتضی رمضانی  | 

در دنيا 450 گونه گياه گوشتخوار متعلق به 15 جنس و شش خانواده نهان دانگان دولپه اي وجود دارد كه در اينجا يكي از آنها متعلق به خانواده Draseraceae  ذکر شده است.
گياهDianea muscipula كه به نام ونوس حشره خوار ناميده ميشود ، گياه كوچكي است كه اندازه آن از 15 سانتيمتر تجاوز نمي كند و مناطق انتشار آن محدود به بركه هاي تورب دار كارولينا در خاور آمريكا ميباشد .. برگهاي اين گياه بدون ساقه بوده و مستقيمأ از روي زمين خارج ميشود و شامل يك پهنك كشيده باله دار كه در انتها پهن شده و تشكيل دو پهنك جداگانه به طول در حدود 2 سانتيمتر مي دهد .اين پهنك هاي كوچك مي توانند در طول رگبرگ اصلي تا شود .
سطح فوقاني آنها داراي غده هاي كوچك قرمز رنگي مي باشد كه باعث هضم حشرات مي شود .
مابين غده هاي قرمز و كناره هاي برگ قسمت كوچكي وجود دارد كه محل نكتار ( شيره ـ نوش )گل مي باشد . پيرامون هريك از اين پهنك ها پُرزهاي( خارهاي نازك و ظريف ) سختي وجود دارد و در قسمت مركزي داراي سه عدد و گاهي چهار عدد پُرزهاي حسي برآمده ميباشد .
زماني كه حشره باين موهاي حساس برخورد كند پهنك ها مانند اوراق يك كتاب روي هم تا شده و حشره در آن زنداني مي گردد و غده ها مايعي اسيدي ترشح مي كنند كه احتمالا همراه با عمل باكتريها باعث هضم حشره ميشوند .
پس از 5 تا 15 روز گاهي 30 روز درهاي زندان به آهستگي باز ميشود ، درحالي كه فقط بقاياي جسد زنداني ديده مي شود .
پس از هر شكار برگها شكل اوليه خود را بدست مي آورند و بعد از 2 تا 3 بار استفاده قهوه اي رنگ و پژمرده شده و بايد چيده شوند و به جاي آنها برگهاي جديدي مي رويد .
حشرات بخاطر بو و رنگ گياهان گوشتخوار به سوي آنها جلب شده و شكار مي گردند .
گياهان گوشتخوار معمولا در تورب زارهائي ميرويند كه از نظر ازت بسيار فقير مي باشند و اين گوشتخواري كمبود ازت مورد نياز آنها را جبران مي كند و بايد در گوشتخواري اين گياهان وسيله بقاي آنها را در زمين هاي فقير جستجو نمودبعضي ازخصوصيات اين گياهان بسيار شگفت انگيز است .
به عنوان مثال در حالي كه تماس قسمتي از يك موي سر كه فقط چند هزارم ميلي گرم وزن دارد ، برگها را به حركت مي آورد و ريزش قطرات درشت باران بر روي آنها بي اثر است .
ونوس حشره خوارDianea muscipula احتياج به هواي گرم و مرطوب و آفتابي دارد و برگهاي قهوه اي رنگي كه اعمال حياتي خود را انجام داده اند بايد چيده شوند . رنگ قرمز داخل برگها با نشو و نماي گياه آشكار مي شود .
هرگاه گياه در سايه نگاهداري شود رنگ مزبور سبز باقي خواهد ماند درصورتي كه گياه در محيطي دور از حشرات نگاهداري مي شود بايد هر دو هفته يك بار به آن يك تكه بسيار كوچك و نازك گوشت خام چرخ شده يا كوبيده بدهند .
تغذيه بيش از حد و يا دست زدن به پُرزهاي حساس باعث از بين رفتن و مرگ گياه مي شود  .. برگ های شدیداً اختصاصی گیاه حشره خوار ونوسDionaea muscipula در اثر تماس با یک حشره،سریعاً به سمت یکدیگر تا آن را هضم کند.حشره جذب شهد موجود در سطح برگ شده و با سه موی دارای حساسیت مکانیکی تماس پیدا می کند که بسته شدن دام مانند برگ را آغاز می کند. این حرکت برگ ناشی از تغییرات ناگهانی(حدود 0.5ثانیه)در سلول های مزوفیلی است که احتمالاً ناشی از رها سازی یونهای پتاسیم از سلولهل و خروج آب طی فرایند اسمز است.

گیاه حشره خوار دام ونوس معمولا" حشراتی مانند مگس ها، شب پره ها و سوسك ها را به دام می اندازد. به گفته دكتر" كارلتون وود" گیاه شناس دانشگاه "سازكس" احتمالا" بزرگترین حیوانی كه می تواند طعمه این گیاه شود یك سنجاقك است،

forum.niksalehi.com*www.daneshju.ir**بیو شیمی لنینجرRef

 

 |+| نوشته شده در  دوشنبه هشتم تیر 1388ساعت 15:5  توسط شادی پروین رو  | 

For more than 30 years, scientists have been perplexed by the workings of intergenic DNA, which is located between genes. Scientists have since found that, among other functions, some intergenic DNA plays a physical role in protecting and linking chromosomes. But after subtracting intergenic DNA, there was still leftover or "junk" DNA which seemed to have no purpose.

Cooper and collaborators investigated "junk" DNA in the model plant Arabidopsis thaliana, using a computer program to find short segments of DNA that appeared as molecular patterns. When comparing these patterns to genes, Cooper's team found that 50 percent of the genes had the exact same sequences as the molecular patterns.

 This discovery showed a sequence pattern link between "junk" and coding DNA. These linked patterns are called pyknons, which Cooper and his team believe might be evidence of something important that drives genome expansion in plants.

The researchers found that pyknons are also the same in sequence and size as small segments of RNA that regulate gene expression through a method known as gene silencing. This evidence suggests that these RNA segments are converted back into DNA and are integrated into the intergenic space. Over time, these sequences repeatedly accumulate.

 Prior to this discovery, pyknons were only known to exist in the human genome. Thus, this discovery in plants illustrates that the link between coding DNA and junk DNA crosses higher orders of biology and suggests a universal genetic mechanism at play that is not yet fully understood.

The data suggest that scientists might be able to use this information to determine which genes are regulated by gene silencing, and that there may be some application for the improvement of transgenic plants by using the pyknon information.

بیش از 30 سال دانشمندان در مورد نحوه ی عملکرد قطعات DNAیintergenicکه در بین ژنها قرار گرفته متحیر بودند.اما هم اکنون در یافته اند که بین عملکرد برخی از قطعات intergenic نقش فیزیکی در حفظ و اتصال کروموزوم ها وجوددارد.اما با استخراج این قطعات قطعاتی باقی ماندند که به نظر هدفی را دنبال نمی کردند(junk DNA .

Cooperوهمکارانش قطعاتjunkرادرمدل گیاهیArabidopsis thalianaبررسی کردند و به منظور یافتن قطعات کوتاه تر DNAاز برنامه ای کامپیوتری بهره بردند تا الگو های مولکولی را بهتر نمایش دهند.زمانی که به مقایسه ی الگوی ژنها پرداختنذدمتوجه شدند که 50 درصد از ژنها توالی مشابهی با الگوی مولکولی داشتند.این اکتشاف یک توالی الگوی اتصالی بین قطعه ی junk و DNAکد شده را نشان داد. این الگو های تکراری که PYKNON نامیده شدند که به عقیده ی cooper و گروهش باید شاهدی بر یک مساله ی مهم باشد که ژنوم گیاه را به کار می اندازد و آن را گسترش می دهد.محققان در یافته اند که pyknon ها توالی و اندازه ای مشابه با توالی هایی از RNAکه بیان ژن را تنظیم می کنند(توسط متد (silencing دارند.این مطلب بیانگر این است که این قطعات RNAبه DNAبازگشته و به قطعات intergenicمتصل میشوند.در طول زمان این توالی ها مکرراً روی هم انباشته میشوند.قبل از این اکتشاف pyknonها فقط در حدی که در ژنوم انسان وجود دارند شناخته شده بودند.بنابراین این اکتشاف درگیاهان اتصال DNAکد شده را به junk DNA نشان می دهد.ونشانگر یک مکانیسم ژنتیکی جهان شمول است که هنوز به طور کامل کشف نشده است.امید است که دانشمندان قادر باشند که از این اطلاعات در جهت تعیین اینکه کدام ژنها به وسیله ی gene silencing تنظیم میشوند و اینکه آنها شاید برای تکامل گیاهان transgenicبا استفاده از pyknonها مورد استفاده قرار گیرند.

Ref: http://www.sciencedaily.com(june12,2009)(This research was published online as an advance article on the Molecular BioSystems website, and will be published later this year in a special issue of Computational Systems Biology)

 

 |+| نوشته شده در  شنبه ششم تیر 1388ساعت 23:2  توسط شادی پروین رو  | 
•چربی ها در اثر لیپاز معدی و لیپاز پانکراس تجزیه می شود.
•پانکراس اولین ارگانی است که با فرستادن ارگانیزم های غذایی  و نواحی انرژی زا از طریق تجمع گلوکز در خون وارد عمل می شود.
•ACC: استیل کوا کربوکسیلاز(افزایش دهنده روند سنتز اسید های چرب)
•آنزیم ACC بوسیله سیترات فعال می شود وبوسیله  پالمیتوئیل –کوا  و زنجیره طولانی دیگر آسیل کوا استقرار می یابد.
•ACC بر روی فسفورالیزاسیون تاثیر می گذارد.
•گلوکاگن سبب افزایش فعالیتPKA می شود که آن نیز سبب فسفرالیزاسیون شاخه های اضافی تاثیرگذار بر ACC شده و فعالت آنزیم را کاهش می دهد.انسولین سبب فسفرالیزاسیون ACC در محل های دیگر شده و فعالیت آنزیم را افزایش می دهد. (تصویر دقیق تر )
انسولین محرک سنتز FAS(FATTY ACID SYNTHASE)
 ACC می باشد.
گرسنگی سبب کاهش سنتز این آنزیم ها می شود.
بافت چربی  لیپوپروتئین لیپاز با انسولین افزایش می یابد و با گرسنگی کاهش می یابد.
•تاثیرات انسولین و گرسنگی در بافت چربی عکس یکدیگر است .همچنین تاثیر این دو مورد بر لیپوپروتئین لیپاز قلب نیز وارونه است. گرسنگی همچنین باعث افزایش سطوح ترکیبی اکسیداسیون   اسید چرب در قلب به همان صورت کاهش در FAS و سنتز آنزیم ها می شود.
همچنین انسولین تاثیر وارونه ای بر گلوکاگن و اپینفرین دارد.
•انسولین سطح  CAMPرا کاهش می دهد.در نتیجه فعالیت پروتئین فسفات  ها مانند PP1افزایش یافته و دفسفریلاسیون افزایش می یابد.
منبع: جزوات اساتید بیوشیمی دانشگاه گیلان
 |+| نوشته شده در  شنبه ششم تیر 1388ساعت 11:55  توسط حمیدرضا انصاری  | 

DNA sequencing:تعیین توالی نوکلئوتید های موجود در یک قطعه  DNA

علوم جنائی(forensic science):به منظور یافتن فرد متهم از روی آثار باقی مانده در محل ارتکاب جرم مثل مو،پوست،خون و... .

علوم داروئی(pharmaceutical science):در جهت طراحی داروها در درمان اختلالات ژنتیکی.

ژن درمانی(Gene theropy):در جهت تشخیص علت نا هنجاری های ژنتیکی و درمان آنها.

کشاورزی(agriculture):ایجاد تغییر در توالی ژنوم گیاه  به منظور تولید محصولات بهتر و مرغوب تر.

یافتن منشا انسان امروزی(prehistoric human migration):با بررسی فسیل های باقی مانده زمان و مکان مهاجرت انسانهای اولیه تشخیص داده می شود.

تعیین جنسیت(sex determining):از طریق تشخیص حضور یا عدم حضور کروموزوم  Y به جنسیت پی میبرند که در تشخیص جنسیت جنین در موارد مشکوک به بیماری های وابسته به جنس،در تعیین هویت بدنهای آسیب دیده در سوانح و در باستانشناسی جهت بررسی بقایای اجساد و مومیائی ها.

Ref:Gene cloning & DNA analysis/prof.T.A. brown

 |+| نوشته شده در  جمعه پنجم تیر 1388ساعت 22:11  توسط شادی پروین رو  | 
لیپوپروتئین ها
 
دارای یک هسته لیپیدی متشکل از تری آسیل گلیسرول و استر کلسترول غیرقطبی می باشد که در اطراف آن یک لایه سطحی از مولکول های قطبی فسفولیپید و کلسترول قرار دارند.
انواع لیپوپروتئین ها:
شیلومیکرون ها،VLDL،LDLوHDL (از دانسیته کم به زیاد)
هر چه نسبت لیپید به پروتئین در یک لیپوپروتئین بیشتر باشد،چگالی کمتر و ترکیبات سبکترند.
شیلومیکرون ها:حاصل جذب تریآسیل گلیسرول در روده
VLDL : چگالی بسیار کم  ،لیپید عمده تری آسیل گلیسرول
LDL:چگالی بسیار بالا،لیپید عمده فسفولیپید،حاصل متابولیسم VLDL
            
 LDL çIDLç VLDL
LDL:دخیل در انتقال کلسترول
HDL: انتقال معکوس کلسترول بویژه کلسترول استریفیه
 
آپوپروتئین ها
بخش پروتئینی لیپوپروتئین را گویند.
انواع:
A,B , C ,D , E
 منبع: جزوات اساتید بیوشیمی دانشگاه گیلان
 |+| نوشته شده در  پنجشنبه چهارم تیر 1388ساعت 18:19  توسط حمیدرضا انصاری  | 
 
  بالا